یاسمن خانم واریس دارد … این را وقتی داشت که به مامان پاهای چاقالوشو نشون میداد گفت … چیزهایی سیاهی که از پایش زده بود بیرون … یاسمن خانم همسایه مان است .. اسم پسرش هوشنگ است .. اما بچه ها تو کوچه هوشی صدایش میکنند .. من و هوشی باهم یک کلاس میرویم …
من هر روز که از مدرسه میایم او در حیاط کنار حوض نشسته است و توی تشتشان لباس میشورد .. مامان میگوید واریسش به خاطر اب است .. چون یاسمن خانوم با اب سرد لباس میشورد …وهرکس که با اب سرد لباس بشورد واریس میگیرد … و رگ هایش قلبمه میشود
یاسمن خانم خیلی مهربان است … اخر وقتی من با هوشی سر دوچرخه دعوا میکردیم … هوشی زد توئ گوش من .. من گریه کردم … یاسمن خانم من را بغل کرد و صورتم را بوس کرد و هوشی را یک در گوشی زد و گفت ادم نباید توی گوش دوستش بزند .. این کار خیلی زشتی است …
اقا رمضان شوهر یاسمن خانم است . او در اداره بیمه کار میکند .. اداره بیمه جائی است که ادم ها برای اینکه نسوزند .. به انجا میروند و پول میدهند … تابیمه بهشان یک کاغذ دهد و از انها مراقبت کند …. .
یاسمن خانم من را دوست دارد .. دیروز که مامان خانه نبود .. من را صدا کرد … وگفت که باید با انها ناهار بخورم … هوشی خیلی پسر بدی است .. بچه ها میگویند حسود است .. او به مامانش گفت من با این بوزینه ناهار نمیخورم .. مامانش بهش فحش داد گفت گوساله بوزینه خودتی .. من خوشحال شدم .. یاسمن خانوم گفت برایت کتلت درست کرده ام… من کتلت خیلی دوست دارم …..
یاسمن خانم زن خوبی است … وقتی اقا رمضان از سرکار میاید و توی دستش مشبا است .. او میدود و مشبا ها را از دست اقا رمضان میگیرد .. و صورت اورا یواشی بوس میکند ….. و بهش خسته نباشید میگوید .. من اینهارا یواشکی از پنجره دیدم
خانه یه ما حوض دارد .. یاسمن خانوم دارد در حوض لباسهایشان را اب میکشد … و روی رختها پهن میکند ….
یاسمن خانم خیلی مهربان است
این بود انشای من
این پست رو تقدیم میکنم به همه معلم های خوب دوره دبستانم که به گردنم حق دارند و خالصانه در حقم مادری کردند ….. هرکجا هستند دعایم سلامتی شان است و سایه ارامش بر سرشان مستدام …. دست بوس همتان هستم ….. در پناه حق
