خیره شده ای به تلویزیون و داری یه برنامه آشپزی نگاه میکنی و در عین حال به وجد میای و میری یه صفحه نت بر میداری و شروع به نوشتن میکنی .. شوقت رو میشه تحسین کرد و من خیره به تو … که برایت کمترین هاهم با ارزشند …. در سکوت خودت غرقی و [...]
بایگانیِ ژانویه, 2011
بهانه یعنی… وقتی گوشیت زنگ میخوره … بگی حوصلشو ندارم .. بعدا جوابشو میدم … بهانه یعنی .. قرار فردائی … که حسشو نداری باشه بعدا میری پیشش بهانه یعنی …. بابا و یا مامان جان الان خسته ام .. بزار فردا برات میگم … بهانه یعنی … به جای ساعت شش پاشدن .. ساعت [...]
نمی دانم ساعت ها چهره ات را ذوب کرده اند! آخرین تصویر تو …. ماتم نقاشی های پریشانم پی نوشت : تابلو جیغ اثر ادوارد مونش
برای ذهن کهنه من وصله ای بساز تا برای ریزش رسوب های فکرم مرهمی باشد دارم از بالا می افتم … ارتفاع زیادی داره … تقریبا همه جا سفید پوشه …. یه لحظه به پایین نگاه میکنم … انگار پاهام روی بندی ثابته … دلم قرص میشه … اما چرا همه چی داره بالا [...]
یک روزهایی هستند توی زندگی آدم که از روزهای روز قبلشان گنگند و گیج! ساکتند و انگار در دل، دریایی از هیاهو دارند و فقط دارند تلاش میکنند آبرو داری کنند و تظاهر به آرامش. یک روزهایی هستند که آدم دلش میخواد این روزها را یک جوری بگذراند که بین خواب و بیداری فقط به [...]
داري كم كم از نوجووني پا ميزاري به پيري …. دهه نوجوونيت چطور بوده ؟؟ چا احساسي داشتي وقتي 20 سالت شد ؟؟ با همه هياهوي جووني … كم كم روزهاي سي داره ميرسه و يه دهه ديگه رو تمووم كردي… به چي رسيدي ؟؟؟ انتظار رسيدن به سي سالگيتو داتشتي ؟؟؟ تو آينه نگاه [...]
زمان چه زود میگذرد …. و من خیره به آینه نگاه میکنم به رج های سفید … بر این تیره فرش … و این خطوط … شاهراه تنم را قطع میکنند … و این قله های پینه … توان بالا رفتن از من میبرند …. و زمان چه زود میگذرد … در کنج آینه … [...]
ومن چه دير ميرسم هر زودتري كه باور كردم و اين چنين خسته بر هرمه اين ديواره ، خود كوفتم شايد دستانم از سرشت خون تو پاك شود
ترا زادروز نامیدند …. در هجمه جلاد سرد .. تیغه ای بر پرده شب … که ترا نور تابید … و ریشه ای نهاد … از عشق و سرشت … و نامت نهاد …. نرگس ….. مثل [...]
رادیو روشنه .. گزارشکر میگه … سوال امشبمون اینه … تا حالا تو آزمون زندگی موفق بودی ؟؟ سخت ترین آزمونی که دادی چی بوده ؟؟؟ ایا زندگی سخت ترین آزمونه …. و همه جواب های محتلف میدن … هر کسی چیزی میگه …. و منم در فکر خودم به جواب ها فکر میکنم .. [...]