نوشته های برچسب خورده با ‘آفتاب’

بيارم جرعه اي از آفتاب

Posted: 14 ژوئیه 2010 in آه نوشت, شعر
برچسب‌ها:

ديشب خوب نخوابيدم و پريشبم خوب نخوابيدم . حتما امشبم خوب نميخوابم …. اصلا براي چي بخوابم … اينكه همش پيوسته اون يكيه … فرقي هم باهم ندارن … خوشم مياد از عقربه هاي ساعت . مثل 3 تا شركت كننده تو مسابقه دواند . كه هيچكدومشون عرضه ندارن از همديگه جلو بزنن… تا يكي [...]