صحنه خالي است .... روزگار بازيگر ندارد ....
مرا تو بی سببی نیستی به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل ؟ ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه تاریک ؟ کلام از نگاه تو شکل می بندد خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی ! پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ست که آزادی [...]
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.