شوریده حالی شوریده حالی شوریده حالی کاسه ام خالی است … ور نه آبی است کزان سیرابش کنم در این محنت ظلمانی کزان شاه پرا به میهمانی رفتن سیاهی خاک را می بلعد و مرا که به کنج آسمان خیره نگریسم و به دستانم که ستاره را در آغوش میکشد و کاسه ام [...]
شوریده حالی شوریده حالی شوریده حالی کاسه ام خالی است … ور نه آبی است کزان سیرابش کنم در این محنت ظلمانی کزان شاه پرا به میهمانی رفتن سیاهی خاک را می بلعد و مرا که به کنج آسمان خیره نگریسم و به دستانم که ستاره را در آغوش میکشد و کاسه ام [...]