چگونه با تو از چمدان سخن بگویم ؟ در را که باز میکنم دو فنجان کنار هم نشانده ای و عطر چای مرا میبرد به دست های تو به ساعت چهار به آن فکر کوچک که برخیزی دلتنگیات را در قوری گل سرخ دم کنی در را باز میکنم عطرها مرده اند بر میز کاغذی [...]
چگونه با تو از چمدان سخن بگویم ؟ در را که باز میکنم دو فنجان کنار هم نشانده ای و عطر چای مرا میبرد به دست های تو به ساعت چهار به آن فکر کوچک که برخیزی دلتنگیات را در قوری گل سرخ دم کنی در را باز میکنم عطرها مرده اند بر میز کاغذی [...]